|
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 18:28  توسط شاملو
|
« نماز در کلام امير مومنان علي عليه السلام» وصف نماز را بايد از کسي شنيد که خود به راستي اقامه کننده آن بود . کسي که نماز با تک تک سلولهاي مبارکش عجين شده و آن را با تمام وجود برپا مي نمود . ذره ذره خاک مدينه ، مکه ، کوفه هر جايي که ايشان قدم نهاده است ، گواه راز و نيازها و نمازهاي حقيقي آن بزرگوار است . هنوز پژواک نواي دلنشين مناجات امام علي (ع) در جان هستي طنين انداز است . پس گوش جان به فرموده هاي آن امام همام مي سپاريم ، تا آداب قيام به نماز را که ستون دين است ، فرا گرفته و عامل به آن باشيم . ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 17:48  توسط شاملو
|
اميرالمؤمنين على(عليه السلام) |
|
آموزش نماز |
|
فهرست 1 - چرا نماز بخوانيم؟ 2 - چگونه نماز بخوانيم؟ 3 - نمازهاي شبانه روزي 4 - چه کساني بايد نماز بخوانند؟ 5 - سن بلوغ
6 - وقت نمازهاي پنچگانه 7 - نماز صبح 8 - نماز ظهر و عصر 9 - نماز مغرب و عشا 10 - وقت نمازهاي غير هميشگي
11 - وضو 12 - چگونه وضو بگيريم؟ 13 - احکام وضو 14 - وضوي جبيره اي
15 - غسل ترتيبي 16 - غسل ارتماسي 17 - تيمم
18 - لباس و مکان نمازگزار 19 - احکام مسجد 20 - قبله 21 - اذان
22 - کيفيت نماز 23 - خلاصه نماز 24 - احکام نماز 25 - نماز جماعت 26 - نماز جمعه 27 - نماز مسافر 28 - نماز آيات 29 - نماز بر ميت 30 - نمازهاي مستحبي |
شروع نماز
تکبيرة الاحرام
"نماز" با گفتن "الله اکبر" آغاز مي شود، گفتن "الله اکبر" در آغاز
نماز به معناي جدايي از غير خدا و پيوستن به اوست.
اعلام بزرگي پروردگار و دوري جستن از تمام قدرتهاي دروغين است.
با اين تکبير به حريم نماز وارد مي شويم و برخي کارها بر ما حرام مي شود.
هنگامي که نماز را شروع مي کنيم بايد متوجه باشيم که چه نمازي را مي خوانيم؛ مثلا نماز ظهر است يا عصر و آن را تنها براي اطاعت فرمان خداوند بجا آوريم که اين همان "نيت" است و از اجزاي اصلي نماز به شمار مي آيد.
از آغاز تا پايان نماز بايد از اين کارها که نماز را باطل مي کند بپرهيزيم:
1- خوردن و آشاميدن.
2- روي از قبله برگرداندن.
3- سخن گفتن.
4- خنديدن.
5- گريستن.
6- بهم زدن صورت نماز. مثل راه رفتن.
7- کم يا زياد کردن اجزاي اصلي نماز؛ مانند رکوع.
هنگام گفتن "الله اکبر" مستحب است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببريم.
قرائت
پس از گفتن "الله اکبر" سوره حمد را مي خوانيم:
بسم الله الرحمن الرحيم
ايجاد آمادگي روحي و بسترسازي معنوي از آداب بسيار ضروري دعا مي باشد كه اتفاقاَ عنايت كمتري به آن مي گردد اين مقدمات را مي توان د ردوبُعد سلبي و ايجابي دسته بندي نمود. بخشي براي تطهير دل و جان و بخش ديگر براي فضاسازي روح و روان .
طهارت روح (مقدمات سلبي)
دوري از ريا و خودنمايي
انتخاب زمان مناسب
گزينش مكان مناسب
يكي از زيباترين جلوه هاي ارتباط عاشقانه با خدا و اساسي ترين راه هاي سير و سلوك ، ذكر است؛ يعني مترنّم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حُسناي الهي و شاداب نگه داشتن گل روح در زيرباران ياد حق.
ذكرخدا، از يادبردن هستي محدود خويش در رهگذر ياد اسماي الهي است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روي دل مي زدايد؛ زيرا غفلت و فراموشي حق تعالي ، ساحت دل را مكدّر مي كند.
ذكرخدا ارتباط معنوي عبد سالك با ربّ مالك است و اين انسان است كه نبايد خود را وقف زندگي مادي كند و مقصد را درخود و دنياي خود محدود سازد، بلكه بايد خود را براي سفر پرفراز و نشيب ابدّيت آماده و مهيّا كند.
درمجموع ذكر خداوند آثار و ثمرات اعجاب آور و باشكوهي دارد كه هريك از آنها در سازندگي روحي و اخلاقي انسان تأثير به سزايي دارد. اين آثار عبارتنداز:
1- ياد خدا نسبت به بنده
اولين اثر ياد خدا اين است كه خداي متعال نيز انسان را ياد مي كند. «مرا يادكنيد تا شمارا يادكنم ». از اينكه دراين آية شريفه ياد خداوند متعال ، منوط به يادكردن بنده شمرده شده است، يك نكتة دقيق فهميده مي شود و آن عبارت است از تصور دونوع ذكر از طرف خدا؛ الف : ذكر عامّ ب: ذكرخاصّ.
ذكر عامّ عبارت از هدايت عام الهي است كه شامل تمام موجودات مي باشد و اختصاص به گروه خاصي ندارد و شاهد آن آثار ذكر عام الهي در پهنة گيتي مي باشد. و آن اعطاي مواهب و عطاياي گوناگون خداوند به تمام ممكنات مي باشد و اين ياد همگاني كه فيض مستمرالهي است ، هرگزقطع نمي شود. اما ذكرخاص به بندگان خاص و ذاكر تعلق دارد و يك نوع توجه و لطف از جانب خداوند متعال.
2- روشني دل
خداوند؛ ذكرخويش راموجب نوراني شدن وبيداري دل ها مي داند. مردن دل وافسردگي ازهولناك ترين سيه روزي هاست.
يكي از موثرترين عوامل علاج مرگ دل و احياي دوبارة آن، پناه بردن به ذكر خداست؛ ذكرحق نور است و مداومت درآن ، قلب را از تاريكي و نااميدي و قساوت نجات مي دهد؛ شفافيّت و لطافت و درك و شور و عشق به آن مي بخشد و گرمي و تپش و نشاط تازه در آن مي دمد.
3- آرامش قلب
سومين اثري كه براي يادخدا بيان مي شود آرامش دل آدمي است. به تعبير قرآن طمأنينه و سكون قلب از جمله آثار مستقيم ياد خداست. كساني كه ايمان آورده اند و دل هايشان به ياد خداست، بدانيد تنها با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد.
ياد خدا داروي معنوي اضطراب و افسردگي است كه ازنظر روانشناسي علل آن ترس، آيندة مبهم، نگراني از شكست خوردن ، ترس از بيماري ها و نگراني از عوامل طبيعي مي باشد. قرآن مجيد تنها نسخة شفابخش اضطراب را ياد خدا مي داند و تنها پاسخ نداي فطرت را ذكر خدا مي بيند. ولي مقصود ذكر قلبي است نه ذكر زباني؛ زيرا قرآن كريم آن ذكر زباني را كه با ذكر قلبي همراه نيست ، ممدوح نمي شمارد بلكه مذموم مي داند. در بارة نماز مي فرمايد: «نماز را با ياد من اقامه كن». و در سورة ماعون مي فرمايد: «واي برنمازگزاراني كه از نمازشان غافل اند.» معلوم مي شود اگر كسي نماز بخواند، هرچند كه ذكر خدا برزبانش جاري است ولي غافل باشد و نداند چه مي گويد ، كارش زار است.
4- خشيت و ترس از خدا
ازجمله آثار يادخدا براي مومنان ، خداترسي و خشيت مي باشد. قرآن دراين زمينه مي فرمايد: «تنها مومنان هستند كه هرگاه يادخدا به ميان آيد، دل هايشان ترسان شود».
5- بصيرت يافتن و شناخت شيطان
يكي از عوامل اصلي سقوط انسان و سيه روزي او، افتادن به دام هاي ناپيداي شيطان است و ذكر حق به انسان بصيرتي مي دهد كه وسوسه هاي پنهان و دام هاي ناپيداي شيطان را به سهولت بشناسد و در دام او نيفتد.
6- بخشش گناهان
از آثار و ثمرات اخروي ياد خداوند ، مغفرت الهي مي باشد كه شامل حال يادكنندگان خدا مي گردد و اضافه برآن ، خداوند وعدة اجر و پاداش بزرگ نيز به ايشان داده است.
7- حكمت و علم
يكي ديگر از ثمرات ذكر ، پختگي عقل و كمال و حكمت است. ذكر باعث فروزان شدن قوة ادراك انسان و جوشش فكر و انديشه مي شود. جان فرد شايستگي اين را پيدا مي كند كه منعكس كنندة حقايق غيبي درخود گردد و خداوند به انديشه و عقل اين افراد مدد رساند.
مىنگريست دست هاى مجيد بىحال روى پتوى سبز رنگ بيمارستان
افتاده بود. زلف پريشانش بوى همه جا را مىداد بوى باروت ، بوى
حماسه ، نگاهى معصومانه و آرام به مادر مىكرد با اشاره آب خواست
براى وضو، مادر رفت . و بعد از دقايقى برگشت ، ظرفى آب آورد، با
كمك مادر وضو گرفت ، مادر براى بردن ظرف آب از اتاق خارج شد،
وقتى د وباره برگشت مجيد صورتش خيس وضو بود و در میان پتوى
سبزبيمارستان شهادتين را گفت و به لقاء محبوب رسيد.